تبلیغات
TRAXTOR - اختصاصی/ جزئیات حادثه تصادف در گفت‌وگوی 90 با کریمیان
آذربایجان یوردوموز تراختور بوزقوردوموز

اختصاصی/ جزئیات حادثه تصادف در گفت‌وگوی 90 با کریمیان

پنجشنبه 17 مرداد 1392 10:25 ق.ظ

یازان : حامد نصیبی
اختصاصی/ جزئیات حادثه تصادف در گفت‌وگوی 90 با کریمیان

شفای مهدی کریمیان خوشحال‌کننده ترین خبری بود که در این هفته جامعه فوتبال و مردم تبریز شنیدند.
90: شفای مهدی کریمیان خوشحال‌کننده ترین خبری بود که در این هفته جامعه فوتبال و مردم تبریز شنیدند. تصادف وحشتناک کریمیان باعث شد او چند روزی را در بیمارستان بگذراند و در بخش ICU بستری ‌شود. کریمان دیروز با اصرار خودش مرخص شد البته پزشکان هم مجوز رفتن او را به خانه صادر کردند.بعد از این تصادف حرف و حدیث‌های زیادی در خصوص ضرب و شتم او مطرح شد که خانواده کریمیان را ناراحت کرد. دیروز ساعتی بعد از مرخص شدن کریمیان تماسی با او داشتیم. او با وجود اینکه هنوز به طور کامل خوب نشده و صدایش می‌لرزید پاسخگوی ما بود که گفت وگوی 90 با کریمیان را می‌خوانید.
90: واقعا شوک بزرگی به همه وارد کردی؟
خودم هم نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد. فقط از همه تشکر می‌کنم و این جان دوباره را مدیون دعای عزیزان هستم.
90: در حال حاضر شرایطت بهتر شده؟
خدا را شکر حالم خوب است و به دکترها گفتم، دیگر نمی‌توانم بیمارستان را تحمل کنم. به خانه آمدم و از لحاظ حرکتی و جسمانی مشکلی ندارم. فقط سرم گیج می‌رود وگرنه می‌توانم صحبت کنم.
90: در منزل هم تحت مراقبت هستی؟
بله، پزشکان به منزل آمدند و من هنوز تحت مراقبتم. این پزشکان و پرستارها به خوبی از من مراقبت می‌کنند. خانواده‌ام هم به تبریز آمده‌اند و کنارم هستند.
90 : می‌توانی راه بروی؟
بله، خدا را شکر مشکلی در این خصوص ندارم. فقط بعضی وقت‌ها تعادلم را از دست می‌دهم.
90: یادت هست چه اتفاقی افتاد؟
من همراه همسرم برای افطار منزل جواد کاظمیان رفته بودیم. آخر شب به خانه برمی‌گشتیم که این اتفاق افتاد. اتوبان خلوت بود و ماشین‌ها با سرعت می‌رفتند. یک پژو 206 دنبال‌مان می‌کرد و انگار می‌خواست با من کل‌کل کند.
90: اما می‌گفتند پراید بوده؟
نه، یادم هست که 206 بود. پشت سر من راه افتاد و من هم نمی‌دانستم چه کار کنم. من کنار اتوبان ایستادم که برود اما نرفت! وقتی می‌خواستم دوباره راه بیفتم این ماشین به سمت راست ماشین من زد که منحرف شدم. چون کمربند نبسته بودم سرم به شیشه خورد و دیگر چیزی یادم نیامد.
90: اما می‌گفتند مورد ضرب و شتم قرار گرفتی؟
حالا هر کسی حرفی می‌زند! ضرب وشتمی نبوده.یعنی همسرم به من گفت بعد از اینکه بیهوش شدم راننده می‌خواسته فرار کند. اما همسرم گفته این طرز برخورد با بازیکن تراکتورسازی نیست. راننده هم من را به نزدیک‌ترین بیمارستان رساند و رفت.
90: پس راننده فرار می‌کند؟
بله، ماموران نیروی انتظامی دنبالش هستند.
90: چهره‌اش یادت مانده؟
بله، حواسم بود که چه شکلی است. قبل از اینکه به درخت برخورد کنم می‌خواستم بدانم چه شکلی است. تقریبا چهره‌اش به یادم مانده. بعد از تصادف هم که همسرم با جواد کاظمینان تماس می‌گیرد.
90: کاظمیان هم به بقیه خبر داد؟
جواد 12 ساعت بالای سرم بود اما ندیدمش حتی شنیدم از من قطع امید کردند اما خدا را شکر که به خاطر دعاهای عزیزانم به این دنیا برگشتم.
90: به غیر از جواد، بازیکنان دیگر هم در بیمارستان حضور داشتند؟
خبر دارم که همه آمدند. علی آقای کریمی با بقیه بازیکنان، خانواده‌ام گفتند که آنها من را تنها نگذاشتند. حتی قبل از سفر تیم به اصفهان هم به بیمارستان آمدند. از علی دایی، بنگر و سیدصالحی ممنونم و تمام کسانی که آمدند.
90: فکر می‌کردی، مردم تبریز این قدر به تو علاقه داشته باشند؟
باید از مردم تبریز تشکر کنم و واقعا شرمنده شدم. دستشان را می‌بوسم و از تمام کسانی که نمی‌شناختم و برای من دعا کردند، ممنونم. با این دعاها تا آخر فوتبالم باید در تراکتورسازی بمانم. حتی به خاطر ازدحام جمعیت جلوی بیمارستان یواشکی از در پشتی مرخصم کردند.
90: چند روز باید تحت مراقبت باشی؟
فعلا که در خانه مدام باید دارو مصرف کنم و آمپول بزنم. از لحاظ روحی هم شرایط خوبی ندارم.
90: اما هنوز شوخ‌طبعی‌ات را داری؟
خوشحالم که برگشتم و می‌توانم روی پاهایم بایستم.
90: خسارت زیادی به ماشینت وارد شده؟
همسرم که می‌گفت ماشین دیگر روشن نمی‌شود. کلی از قیمت ماشینم افتاد. اما خدا را شکر که برگشتم. من از آن دنیا برگشتم و این شانس را دعاهای مردم به من داد.
 



باخیش ها : نظرات
سون دوزنله مه: - -